گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

آن مهی نی کو بود بالای چرخ

تو ز چرخی با تو می‌گویم ز چرخ

ور نه این خورشید را چه جای چرخ

زهره را دیدم همی‌زد چنگ دوش

ای همه چون دوش ما شب‌های چرخ

جان من با اختران آسمان

رقص رقصان گشته در پهنای چرخ

در فراق آفتاب جان ببین

از شفق پرخون شده سیمای چرخ

سر فروکن یک دمی از بام چرخ

تا زنم من چرخ‌ها در پای چرخ

سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل

چشم از خورشید شد بینای چرخ

ماه خود بر آسمان دیگرست

عکس آن ماهست در دریای چرخ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امید نوشته:

شمس و مه چرخیدن در حال چرخ
گفته می شد احسن دارای چرخ
نغمه های مولوی نغمه گو
در خروشید و در امد به چرخ
نغمه های مولوی نی سخن
در بجوشید در امد به چرخ

مهدی نوشته:

ماه خود بر آسمان دیگر است….
بیست سال است که این بیت تن مرا می لرزاند.

بی سواد نوشته:

نلرزید آقا مهدی گرامی،
ماه خود بر آسمان دیگریست
و آنکه شما می بینید عکس اوست
\واقعی نیست، مجازی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام