گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

یا راهبا انظر الی مصباح

متشعشعا و استغن عن اصباح

انظر الی راح تناهی لطفه

و سبی النهی یا لطف‌ها من راح

فالراح نسخ للعقول بنوره

کالشمس عزل للنجوم و ماح

الجد یسجد راحنا متخاضعا

و اعوذ من راح یزید مزاحی

اهل المزاح و اهل راح‌هالک

لا خیر فیهم مسکرا او صاحی

العقل مساح الزمان و اهله

فتجانبوا من عاقل مساح

الراح اجنحه لسکری انها

یجتازهم بحرا بلا ملاح

ذا الراح لا شرقیه غربیه

من دنه مسکیه نفاح

نسخ الهموم و لیس ذاک لغفله

زاد العقول و مدها بلقاح

فتحوا العیون بطیبه و نسیمه

سکروا به فاذا هم بملاح

صاروا سکاری نحو باب ملیکنا

ملک الملوک و روحهم کریاح

ملک البصیره شمس دین سیدی

ظلنا به ذی عزه مرتاح

هاتوا من التبریز من صهبائهم

من مازح متروق وشاح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام