گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کیست در این شهر که او مست نیست

کیست در این دور کز این دست نیست

کیست که از دمدمه روح قدس

حامله چون مریم آبست نیست

کیست که هر ساعت پنجاه بار

بسته آن طره چون شست نیست

چیست در آن مجلس بالای چرخ

از می و شاهد که در این پست نیست

می‌نهلد می که خرد دم زند

تا بنگویند که پیوست نیست

جان بر او بسته شد و لنگ ماند

زانک از این جاش برون جست نیست

بوالعجب بوالعجبان را نگر

هیچ تو دیدی که کسی هست نیست

برپرد آن دل که پرش شه شکست

بر سر این چرخ کش اشکست نیست

نیست شو و واره از این گفت و گوی

کیست کز این ناطقه وارست نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسین علیشاپور » واپسین بدرود » کیست در این شهر که او مست نیست

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام