گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست

عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست

هست ز چنگ غمش گوش مرا کش مکش

هر دمم از چنگ او تن تننن واجبست

دلو دو چشم مرا گر چه که کم نیست آب

مردمک دیده را چاه ذقن واجبست

دلبر چون ماه را هر چه کند می‌رسد

عاشق درگاه را خلق حسن واجبست

طره خویش ای نگار خوش به کف من سپار

هر که در این چه فتاد داد رسن واجبست

عشق که شهر خوشیست این همه اغیار چیست

حفظ چنین شهر را برج و بدن واجبست

غمزه دزدیده را شحنه غم در پیست

روشنی دیده را خوب ختن واجبست

عاشق عیسی نه‌ای بی‌خور و خر کی زیی

کالبد مرده را گور و کفن واجبست

مریم جان را مخاض برد به نخل و ریاض

منقطع درد را نزل وطن واجبست

نزل دل بارکش هست ملاقات خوش

ناقه پرفاقه را شرب و عطن واجبست

لطف کن ای کان قند راه دهانم ببند

اشتر سرمست را بند دهن واجبست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هنگامه حیدری نوشته:

در بیت نهم می فرماید:

مریم جان را مخاض ، برد به نخل و ریاض
منقطع درد را، نزل وطن واجبست

مستفاد از آیه ۲۳ سوره مریم:

فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا ﴿۲۳﴾
تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت‏خرمایى کشانید گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش‏شده بودم (۲۳)

مخاض: درد زه

هنگامه حیدری نوشته:

در بیت نهم می فرماید:
مریم جان را مخاض، برد به نخل و ریاض
منقطع درد را ، نزل وطن واجبست

مستفاد از آیه ۲۳ سوره مریم:

فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا ﴿۲۳﴾
تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت‏خرمایى کشانید گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش‏شده بودم (۲۳)

مخاض : درد زه

هنگامه حیدری نوشته:

در بیت نهم می فرماید:

مریم جان را ،مخاض برد به نخل و ریاض
منقطع درد راریا، نزل وطن واجبست

مستفاد از آیه ۲۳ سوره مریم

فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا ﴿۲۳﴾

تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت‏خرمایى کشانید گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش‏شده بودم (۲۳)

مخاض : درد زه

هنگامه حیدری نوشته:

در بیت نهم می فرماید:
مریم جان را مخاض، برد به نخل و ریاض
منقطع درد را، نزل وطن واجبست

مستفاد از آیه ی ۲۳ سوره مریم

فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا ﴿۲۳﴾

تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت‏خرمایى کشانید گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش‏ شده بودم (۲۳)

مخاض : درد زه

پریسا نوشته:

در بیت دوم، شاید اشتباه املایی وجود داشته باشد. “تن تتتن” درست است که به اشتباه “تن تننن” نوشته شده است. یعنی بعد از کلمه ی “تن” باید سه عدد ت باشد و سپس یک ن، در حالی که در نسخه ی فعلی سه عدد ن وجود دارد.
از آن جایی که یکی از روش های گفتن وزن اشعار استفاده از تن تتن و امثالهم است، ممکن است این موضوع اشکال تایپی باشد. اما بنده نسخه ی چاپی را در اختیار ندارم که مقایسه کنم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام