گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست

در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی

کو سر دل بداند و دلدار نازکست

چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن

بسیار هم مکوش که بسیار نازکست

گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است

گر نی به وقت آی که اسرار نازکست

دل را ز غم بروب که خانه خیال او است

زیرا خیال آن بت عیار نازک است

روزی بتافت سایه گل بر خیال دوست

بر دوست کار کرد که این کار نازکست

اندر خیال مفخر تبریز شمس دین

منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع اول بیت اول می‌تواند به صورت «ای گل تو را اگر چه [که] رخسار نازک است» درست باشد، صورت حاضر به شرطی درست است که «چه» را به صورت یک مصوت بلند بخوانیم و به «رخسار» نچسبانیم تا مصرع، با کمک یک سکته، وزنش درست باشد («چه، رخسار» و نه «چرخسار» ).

رسته نوشته:

بیت اول مصرع اول
چاپ فروزانفر چین است :
” ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست”

پاسخ: ممنون، پس «که» را اضافه کردیم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام