گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

پرسید کسی که ره کدامست

گفتم کاین راه ترک کامست

ای عاشق شاه دان که راهت

در جست رضای آن همامست

چون کام و مراد دوست جویی

پس جست مراد خود حرامست

شد جمله روح عشق محبوب

کاین عشق صوامع کرامست

کم از سر کوه نیست عشقش

ما را سر کوه این تمامست

غاری که در اوست یار عشقست

جان را ز جمال او نظامست

هر چت که صفا دهد صوابست

تعیین بنمی کنم کدامست

خامش کن و پیر عشق را باش

کاندر دو جهان تو را امامست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام