گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

طبیب درد بی‌درمان کدامست

رفیق راه بی‌پایان کدامست

اگر عقلست پس دیوانگی چیست

وگر جانست پس جانان کدامست

چراغ عالم افروز مخلد

که نی کفرست و نی ایمان کدامست

پر از درست بحر لایزالی

درونش گوهر انسان کدامست

غلامانه است اشیاء را قباها

میان بندگان سلطان کدامست

یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیست

طبیب عشق را دکان کدامست

خرد عاجز شد اندر فکر عاجز

که سرکش کیست سرگردان کدامست

بت موزون به بتخانه بسی جست

که موزونات را میزان کدامست

چه قبله کرده‌ای این گفت و گو را

طلب کن درس خاموشان کدامست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

خسرو نوشته:

همایون جان شجریان این شعر رو زیبا اجرا کرده

کانال رسمی گنجور در تلگرام