گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ز بعد وقت نومیدی امیدیست

به زیر کوری اندر سینه دیدیست

نبینی نور چون دانی تو کوری

سیه نادیده کی داند سپیدیست

قرین صد هزاران نقش و معنی

نهان تصریف سلطان وحیدیست

که جنباننده این نقش و معنی‌ست

چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست

مشو نومید از دشنام دلدار

که بعد رنج روزه روز عیدیست

که یبقی الحب ما بقی العتاب

که هر نقصی کشاننده مزیدیست

رها کن گفت به از گفت یابی

یقین هر حادثی را خود ندیدیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وفایی نوشته:

” که هر نقصی کشانندهء مزیدیست ”
اگر انسانها فقط معنی همین یک مصراع را درک می کردند ، دیگر حسد از میان مردمان رخت برمی بست .

کانال رسمی گنجور در تلگرام