گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما

ای یوسف دیدار ما ای رونق بازار ما

نک بر دم امسال ما خوش عاشق آمد پار ما

ما مفلسانیم و تویی صد گنج و صد دینار ما

ما کاهلانیم و تویی صد حج و صد پیکار ما

ما خفتگانیم و تویی صد دولت بیدار ما

ما خستگانیم و تویی صد مرهم بیمار ما

ما بس خرابیم و تویی هم از کرم معمار ما

من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما

سر درمکش منکر مشو تو برده‌ای دستار ما

واپس جوابم داد او نی از توست این کار ما

چون هرچ گویی وادهد همچون صدا کهسار ما

من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما

زیرا که که را اختیاری نبود ای مختار ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مهدی نظری » اسیر عشق » شیدایی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

پیکار بیت سوم همان جهاد است که فریزی( فریضه ای ) دینی است .

حمید سامانی نوشته:

آقای امین کیخا
شما این کلمات را چطور از خود درمی آورید و فارسی را تحریف میکنید
حالا اگر فرضیه را فرزیه نوشتید یعنی شما فارسی را درست صحبت میکنید و مینویسید

دوست عزیز لطفاً از خود و سرسری و بدون تفکر قاعده و روش در نیاورید
فرضیه با ضاد نوشته میشود نه با ز دوست عزیز خودتان هم در کمانه صحیح آن را نوشته اید

تقریباً تمام الفبای فارسی و عربی با هم مشترک هستند و بسیاری از کلمات بین زبانهای عربی و فارسی هم مشترک هستند، تلفظ خیلی از کلمات مشترک که در فارسی و عربی یک جور نوشته میشوند با هم فرق میکند

فارسی از آسمان نازل نشده و خیلی از کلمات فارسی ریشه عربی دارند و علت آن هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و نزدیکی زبانهاست و نه صرفاً به علت حمله اعراب و تحمیل آنها

نزدیکی زبانها را حتی در کشورهای اروپایی میتوان دید این یک بحث زبانشناسی است برای نمونه نزدیکی زبانهای انگلیسی آلمانی و هلندی را ببینید و مقایسه کنید همینطور نزدیکی زبانهای فرانسوی ایتالیایی اسپانیایی و پرتقالی

اگر فرق سین و ث و صاد را نمیدانید
اگر فرق ذال و ز و ضاد و ضا را نمیدانید
اگر فرق ت و طا را نمیدانید
اگر فرق ح و ها ( ه ) را نمیدانید
اگر فرق همزه با یای مکسور را نمیدانید و فکر میکنید حرکت ( ء ) روی حرف ه در کلماتی مثل خانه و کوچه همزه است در اشتباهید

اگر این نکته های ظریف را نمیدانید پس بایستی کمی اصول و قواعد دستور زبان فارسی را درست یاد بگیرید

ما همه عرق ملی داریم و ایران و زبان فارسی را دوست داریم
پاینده باشید

حمید سامانی نوشته:

ببخشید من فریضه را فرضیه نوشتم
تصحیح میکنم اشتباه استفاده از کامپیوتر بود حروف را جابجا نوشتم

سیدمحمد۱ نوشته:

حمید خان سامانی
حتماً جناب کیخا حاشیه ی شما را میخوانند ولی کاش ادب را رعایت میکردید .
ترجمه ی فریزی { فریضه} به عربی {واجب } است
دکتر کیخا تاج سر ماست
زنده باشی

وفایی نوشته:

نثر آقای کیخا شبیه جاده ای پر سنگلاخ است :آزار دهنده و نازیبا .

مهران نوشته:

جناب کیخا برای صاحبدلان مینویسند.

حسین نوشته:

وفایی جان
نوشته های تو آزار دهنده تر و نا زیبا تر است
حاشیه های دکتر کیخا را اگر نمی پسندی مانع یادگیری ما نشو
ایشان استاد ما هستند ، سالهای درازیست که از محضر ایشان سود برده ایم .

وفایی نوشته:

برای خود نمایی می نویسند .
اگر برای صاحبدلان می نوشتند ، بر دلها می نشست ، که نمی نشیند . مثل همین اشعار مولانا که زیبا و روان و دلنشین است . مثل تمام شاعران ما و مثل تمام صاحبدلان که کلامشان بر دل و جان همه می نشیند .
متاسفم که انسانها را تاج سر خودتان می کنید . اما من جز عشق خداوند ، تاج دیگری بر سر ندارم .
و متاسفم که از انسانها بت می سازید . اما من سالهاست که بتها را شکسته ام .

وفایی نوشته:

تعجبی هم نداشت که شاگرد آقای کیخا هستید .استادی مثل او شاگردی مثل شما را هم تربیت می کند : سخت پیچیده در تعصب که تحمل شنیدن هیچ حرف مخالف و انتقادی را ندارد مبادا که بر خود پرستی هایش خدشه ای وارد شود .
استادی که با یک انتقاد قهر می کند و از این وبسایت می رود ، برآن استادی بباید گریست .

وفایی نوشته:

شما هم که با این سرعت جواب می دهید ، من فکر می کنم باید از اهالی گنجور باشید . اگر نظرات من خارج از حیطه مورد نظر شماست ، خب مرا دیلیت کنید .این که خیلی ساده است !

مهران نوشته:

وفایی جان پر واضح است که حالت خراب است و جناب کیخا را بهانه کرده ای.اگر عاشق خدا باشی باید انسانها را محترم بداری

وفایی نوشته:

هم آقای حسین و هم آقای مهران
خشم شما نشانه ضعف شماست .شما نتوانستید بدون توهین کردن و اتهام زدن ، از استادتان دفاع کنید و با قدرت بیان ، جواب مرا بدهید . شما کنترل خودتان را از دست داده اید و تنها حربه ای که در دست دارید ، ” بی تربیت شدن ” است .
دیگران که مکالمات ما را بخوانند خواهند فهمید که بین من و شما کدامیک عصبانی شده و حالش خراب شده و کدامیک منطقی و قدرتمند تا پایان مکالمه ایستاده .
در مورد تاجی از عشق خداوند هم منظور من این بود که سایه مهر خدا بر سر انسانهاست و به جای اینکه انسان دیگری را تاج سر خود بنامیم یادمان نرود که تنها خدا سرور همه ماست .
شخص خاصی هم بهانه من نیست .من کلی صحبت می کنم . تمام کامنت هارا خوانده ام .تاج سر را هم که شما نگفته بودید . آقای دیگری گفته بودند .
شما هم نگران نباشید .با این دفاع های خشمگینانه ای که از استادتان کردید خواهد فهمید که چقدر حضورش را می خواهید و همچنان برایتان خواهد نوشت . ان شاء ا … که استفاده ببرید .

وفایی نوشته:

آقای حمید سامانی عزیز
نوشته های شما درمورد تحریف زبان فارسی ، عالی و کاملا صحیح است .
با شما صد در صد موافقم . این ، حرف دل خیلی هاست .
ای کاش به جای اختراع فارسی های ببخشید پارسی های جدید و عجیب و من درآوردی ، قلبمان را از کینه های تاریخی حمله اعراب و غیره پاک کنیم و به همان زبانی که تمام اجدادمان صحبت کرده اند و نوشته اند ، که همان زبان سعدی و حافظ و مولانا و ….است ، عشق بورزیم و افتخار کنیم .
از شما تشکر می کنم .

گمنام-۱ نوشته:

جنابان سامانی و وفایی
گناه است ار کسی برابری برای واژه ای بیابد و با دیگران در میان نهد،؟

روفیا نوشته:

ابلهان گفتند مجنون را ز جهل:
حسن لیلی نیست چندان، هست سهل.
بهتر از وی صد هزاران دلربا
هست همچون ماه در شهر ای کیا
نازنین تر زو هزاران حوروش
هست؛ بگزین زین همه یک یار خوش.
وارهان خودرا و ما را نیز هم
از چنین سودای زشت متهم.
گفت: صورت کوزه است و حسنْ می
می خدایم می دهد از ظرف وی
مر شما را سرکه داد از کوزه اش
تا نباشد عشق او تان گوشْ کش
صورت یوسف چو جامی کرد خوب
زان پدر می خورد صد بادۀ طروب
باز اخوان را از آن زهراب بود
کاندر ایشان زهر کینه می فزود
باز از وی مر زلیخا راشکر
می کشید از عشق افیون دگر
گونه گونه شربت و کوزه یکی
تا نماند در می عشقت شکی
از یک جام یکی باده می نوشد یکی زهراب، دیگری شکر می خاید وآن دگر افیون (می کشد؟!)
وفایی جان این که شما می فرمایید « برای خود نمایی می نویسند .
اگر برای صاحبدلان می نوشتند ، بر دلها می نشست» از نظر علمی درست نیست، شما می توانید درباره یک دل سخن برانید و آن دل خودتان است، می بینید که بر دل هایی نشسته است؟؟
تازه که گفته که هر خودنمایی ناپسند و ناخوشایند است، اگر زیبارویی بخشی از زیبایی وجودش را به شما بنمایاند شما دلگیر می شوید؟ من که نمی شوم، بلکه از اینکه مرا محرم و قابل و لایق دانسته به خود می بالم،
آدم ها بلیط می خرند به تیاتر و سینما و اپرا و رقص می روند تا خودنمایی آدم ها را ببینند، جهان نمایشگاه است، صحنه تیاتر است،
دوستان با این همانی های زیبایی که گرامی امین کیخا در جای جای صفحات گنجور آورده اند التقاط ها کرده اند. (جناب شمس الحق گرامی جایتان خالیست! )
« برای نگارش واژه تیاتر پوزش میخواهم، کم مانده مثل فیلم فارسی ها بگویم تیارت! همزه روی دندانه در کی بوردم ندارم، ها ها… »

کانال رسمی گنجور در تلگرام