گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۲۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی

کل سقیط ردی ترحمه تنعش

تحبس ارواحنا فی صورت صورت

فی ورق مدرک جل عن المنقش

نورک شعشاعه یخرق حجب الدجی

تمنعها غیرة عن بصر الاعمش

ضء فضاء الفلا عن درک ادراکه

تدرجه راقة فی نظر الا خفش

قارب معراجنا، فارق الی‌المرتقی

حان رحیل السری فانا عن المفرش

وارکب خیل السخا، فهو حسان النهی

وادرس لوح الوفا وافهم ما یرقش

فاسرق درا اذا کنت اخی سارقا

واشرب من کاسنا معتجلا تنتشی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام