گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۱۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ترکبن طبقا عن طبق مولائی

انت کالروح و نحن لک کالاعضء

کیف یبقی فطنا، من نزل‌العشق به

کیف یروی کبد ذاب من استسقاء

کم خلقنا و نقضنا لک، لا عهد لنا

خدعة ان ضمن المفلس للایفاء

طاب ما ادبنی دهری بالضر ولم

یغن عنی ادب یصرف عنی دائی

عشقت جملة اجزاء وجودی قمرا

عاینته سحرا من افق الالاء

لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه

قمر مثلک یا محترق الضواء

قلة الصبر و الا انا فی‌المدح مسی

هل یجوز شبه‌الشی بلا اشیاء

یشعر العاشق و هو عجم فی عجم

فیک وارتج لسان العرب العرباء

غلب الفرد علی‌الشفع بلی واتحدا

ان تثنی شبح فی نظر الحولاء

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام