گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۷۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کار به پیری و جوانیستی

پیر بمردی و جوان زیستی

بانگ خر نفست اگر کم شدی

دعوت عقل تو مسیحیستی

گر نبدی خندهٔ صبح کذوب

هیچ دلی زار بنگریستی

گر بت جان روی نمودی به ما

جملهٔ ذرات چو ما نیستی

گر توی تو نفسی کاستی

همچو تو اندر دو جهان کیستی؟!

گر نبدی غیرت آن آفتاب

ذره به ذره همه ساقیستی

دانه من از کاه جدا کردمی

گر کفه را هیچ تناهیستی

مار اگر آب وفا یافتی

در دل آن بحر چو ماهیستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام