گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۵۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

در غم یار یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

به یکی غم چو جان نخواهم داد

یک چه باشد هزار بایستی

دشمن شادکام بسیارند

دوستی غمگسار بایستی

در فراقند زین سفر یاران

این سفر را قرار بایستی

تا بدانستیی ز دشمن و دوست

زندگانی دوبار بایستی

شیر بیشه میان زنجیرست

شیر در مرغزار بایستی

ماهیان می‌طپند اندر ریگ

چشمه یا جویبار بایستی

بلبل مست سخت مخمورست

گلشن و سبزه زار بایستی

دیده را عبرت نیست زین پرده

دیده اعتبار بایستی

همه گل خواره‌اند این طفلان

مشفقی دایه وار بایستی

ره بر آب حیات می‌نبرند

خضری آبخوار بایستی

دل پشیمان شده‌ست

دل امسال پار بایستی

اندر این شهر قحط خورشیدست

سایه شهریار بایستی

شهر سرگین پرست پر گشته‌ست

مشک نافه تتار بایستی

مشک از پشک کس نمی‌داند

مشک را انتشار بایستی

دولت کودکانه می‌جویند

دولتی بی‌عثار بایستی

چون بمیری بمیرد این هنرت

زین هنرهات عار بایستی

طالب کار و بار بسیارند

طالب کردگار بایستی

مرگ تا در پی‌است روز شبست

شب ما را نهار بایستی

دم معدود اندکی ماندست

نفسی بی‌شمار بایستی

نفس ایزدی ز سوی یمن

بر خلایق نثار بایستی

ملک‌ها ماند و مالکان مردند

ملکت پایدار بایستی

عقل بسته شد و هوا مختار

عقل را اختیار بایستی

هوش‌ها چون مگس در آن دوغست

هوش‌ها هوشیار بایستی

زین چنین دوغ زشت گندیده

پوز دل را حذار بایستی

معده پردوغ و گوش پر ز دروغ

همت الفرار بایستی

گوش‌ها بسته است لب بربند

از خرد گوشوار بایستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وفایی نوشته:

بیت پنجم در دیوان شمس به این صورت نوشته شده :
تا بدانستیی ز دشمن ، دوست
یعنی تا بشناسی از دشمن ، دوست را زندگانی دو بار بایستی
دو بار زندگی و به دنیا آمدن لازم است که آدم به آن خرد و بینش واقعی برسد .

وفایی نوشته:

بیت نهم در دیوان شمس به این صورت آمده :
دیده را عبره نیست زین پرده
درست است که عبره همان عبرت است ولی اگر عبرت بنویسیم وزن شعر دچار اشکال می شود .

وفایی نوشته:

بیت دوازدهم هم در دیوان شمس به این صورت نوشته شده :
دل پشیمان شدست زانچ گذشت
دل امسال ، پار بایستی

وفایی نوشته:

دوغ زشت گندیده ؟!
دوغ گندیده را می دانم چیست ، یعنی دوغ تاریخ مصرف گذشته . ولی واقعا تا حالا نمی دانستم که دوغها هم زشت و زیبا دارند !
یادم باشد از این به بعد وقتی بقالی می روم به قیافه دوغ ها نگاه بکنم و خوشگل هایشان را انتخاب کنم !

گمنام-۱ نوشته:

جناب وفایی
زشت همواره به مانای ” نازیبا ” نیست
در اینجا بد ، خراب ، فاسد و… را از نظر دور مدارید.

7 نوشته:

خواندن درست بیت:
زین چنین دوغ،زشت گندیده!
پوز دل را حذار بایستی
زشت گندیده: بد گندیده

وفایی نوشته:

دوستان شوخی های مرا هم جدی برداشت می کنند
شاید دلیلش آنست که تمام کسانی که در گنجور حاشیه می نویسند اشخاصی بسیار جدی هستند و تنها کسی که در این میان شیطنت می کند من هستم .
به هر حال از توجه شما و توضیحات صحیحی که فرمودید تشکر می کنم .

بابک چندم نوشته:

دوست عزیز جناب وفایى،
اگر دنبال خوشگلاش هستى بچسب به “آلیس”، حال چه گازدار و چه بى گاز…
در ضمن آیا سرکار نسبتى با اخوین وفایى دارید، یعنى همان جریان : ” نیر، نیر، تلفون مى زنم جواب نمیدى چرا نیر؟…

کانال رسمی گنجور در تلگرام