گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

چون سرو و سوسن تا روز روشن

خوبیم و زیبا کامشب نخسپی

یار موافق تا صبح صادق

شاهی و مولا کامشب نخسپی

ای ماه پاره همچون ستاره

باشی به بالا کامشب نخسپی

از حسن رویت و از لطف مویت

خواهد ثریا کامشب نخسپی

چون دید ما را مست تو یارا

نالید سرنا کامشب نخسپی

چون روز لالا دارد علالا

کوری لالا کامشب نخسپی

در جمع مستان با زیردستان

بگریست صهبا کامشب نخسپی

قومی ز خویشان گشته پریشان

بهر تو تنها کامشب نخسپی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام