گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۲۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری

آن پریی کز رخش گشت بشر چون ملک

یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری

تربیت آن پری چشم بشر باز کرد

یافته دیو و ملک گوهر جان زان پری

ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد

گشت پری آدمی هم شد انسان پری

دیده جان شمس دین مفخر تبریز و جان

شاد ز عشق رخش شادتر از جان پری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امید طبیب زاده نوشته:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. وزن دوری وزنی است که در پایان هر پاره (نیم مصراع) می توان یک کمیت کوتاه اضافه داشت، بی آنکه وزن به هم بخورد. مثلاً در مصراع «یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری»، پس از «رنج» یک کمیت کوتاه اضافه می آید، مانند اینکه بگوییم: «مفتعلن فاعلاتُ»! در واقع چون وزن دوری است، آن کمیت کوتاه اضافه در پایان نیم مصراع از تقطیع ساقط است. در مصراع «ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد» نیز پس از «رفت» با همین کمیت کوتاه اضافه مواجهیم که آن هم از تقطیع ساقط است ، به همان دلیلی که ذکر شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام