گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۲۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

باد بین اندر سرم از باده‌ای

نوش کردم از کف شه زاده‌ای

جان چو اندر باده او غوطه خورد

بر سر آمد تابناکی ساده‌ای

چشم جان می‌دید نقشی بوالعجب

هر طرف زیبا نگاری شاده‌ای

هر دو گامی مست عشقی خفته‌ای

بر سر او ساقی استاده‌ای

زان هوس شد پای دل‌ها بسته‌ای

زان طرب شد پر جان بگشاده‌ای

نوش نوش مستیان بر عرش رفت

تا گرو شد زهد را سجاده‌ای

شمس تبریزی سر این دولت است

در نهان او دولتی آماده‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام