گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۲۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای بهار سبز و تر شاد آمدی

وی نگار سیمبر شاد آمدی

درفکندی در سر و جان فتنه‌ای

ای حیات جان و سر شاد آمدی

درفکن اندر دماغ مرد و زن

صد هزاران شور و شر شاد آمدی

از بر سیمین تو کارم زر است

ای بلای سیم و زر شاد آمدی

پای خود بر تارک خورشید نه

ای تو خورشید و قمر شاد آمدی

لعل گوید از میان کان تو را

سوی آن کوه و کمر شاد آمدی

شمس تبریزی که عالم از رخت

هست مست و بی‌خبر شاد آمدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام