گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۱۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

باز گردد عاقبت این در بلی

رو نماید یار سیمین بر بلی

ساقی ما یاد این مستان کند

بار دیگر با می و ساغر بلی

نوبهار حسن آید سوی باغ

بشکفد آن شاخه‌های تر بلی

طاق‌های سبز چون بندد چمن

جفت گردد ورد و نیلوفر بلی

دامن پرخاک و خاشاک زمین

پر شود از مشک و از عنبر بلی

آن بر سیمین و این روی چو زر

اندرآمیزند سیم و زر بلی

این سر مخمور اندیشه پرست

مست گردد زان می احمر بلی

این دو چشم اشکبار نوحه گر

روشنی یابد از آن منظر بلی

گوش‌ها که حلقه در گوش وی است

حلقه‌ها یابند از آن زرگر بلی

شاهد جان چون شهادت عرضه کرد

یابد ایمان این دل کافر بلی

چون براق عشق از گردون رسید

وارهد عیسی جان زین خر بلی

جمله خلق جهان در یک کس است

او بود از صد جهان بهتر بلی

من خمش کردم ولیکن در دلم

تا ابد روید نی و شکر بلی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این سر مخمور ز اندیشه پر ست

ناشناس نوشته:

سر از اندیشه های دنیوی و عاقلانه پر است . سر اندیشه پرست نیست .

ناشناس نوشته:

بیت آخر نیازی به تصحیح دارد، به این شکل:
من خَمُش گردم ولیکن در دلم …

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز بنظر حقیر بیت آخر صحیح است زیرا علاوه بر اینکه با نسخه چاپ سنگی دیوان شمس که در اختیار حقیر است مطابقت دارد ، اگر شاعر می خواست بگوید ” خمش گردم ” بهتر آن بود که بفرماید “خمش گشتم” ، خمش کردم یعنی خاموش شدم . مثل آنکه بگوییم آغاز کردم یا تمام کردم یا فریاد کردم وغیره …

ناشناس نوشته:

از جناب شمس الحق عزیز بابت توضیح سپاسگزارم. میشود لطفا در مورد مصرع دوم بیت اول نیز چک بفرمایید که “رو نماید” صحیح است یا “رخ نماید” ؟

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز از بابت تأخیر در پاسخ مرا ببخشید ، نسخه ای که در اختیار حقیر است فاقد فهرست است و چشم های بنده هم کم سو و حرف یای این دیوان هم الی ماشاءالله ! آری “رو نماید” است ، اما “رخ نماید” هم میتوان گفت و تغییری نه در معنی و نه در ساخت شعر ایجاد نمی کند .

نازبانو نوشته:

درود بی پایان بر استاد حسین الهی قمشه ای که اوّلین بار با این غزل مرا با مولانا آشنایی دادند

میاحیان نوشته:

این سر مخمور … خدای تبارک و تعالی در کشف و شهود عقل نمی خواهد عشق می خواهد تا از پرده تجارت بگذری و هرآنچه او داده و او هست و او خواهد بود در من عاشق ببیندو من مخمور در او فنا شوم . شمس الحق تبریز عاشقان را شجاع دیده یعنی از آنچه که هست و تعلق داری بگذری . از آنچه که رنگ تعلق پذیرد آزادم ….حافظ شیراز… یعنی در پیوند و وصال دلیران و مخموران پیوستن توانایی دارند . تعریفی جز الله در مکاشفه نیست.

جواهری نوشته:

با سلام.این غزل زیبا از جهت معنا هماهنگی خاصی با اولین مثنوی مولوی دارد.

رضا یاهو نوشته:

سلام
به نظرم مصرع پایانی ” نی شکر ” درست تر است چون اگر واو بین آن دو قرار دهیم یعنی شکر می روید که همه می دانیم شکر روئیدنی نیست اما اگر بخوانیم نی شکر مراد همان گیاه نیشکر است که با مفهوم بیت سازگار می باشد .
پاینده یاران

کانال رسمی گنجور در تلگرام