گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

باوفاتر گشت یارم اندکی

خوش برآمد دی نگارم اندکی

دی بخندید آن بهار نیکوان

گشت خندان روزگارم اندکی

خوش برآمد آن گل صدبرگ من

سبزتر شد سبزه زارم اندکی

صبحدم آن صبح من زد یک نفس

زان نفس من برقرارم اندکی

ابر من دی بر لب دریا نشست

خاک شو تا بر تو بارم اندکی

خوش ببارم خاک را گل‌ها دهم

باش کاندر دست خارم اندکی

مهلتم ده خوش به خوش از سر مرو

صبر کن تا سر بخارم اندکی

نی غلط گفتم که اندر عشق او

کافرم گر صبر دارم اندکی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ابوذر نوشته:

زان نفس من برقرارم اندکی

کانال رسمی گنجور در تلگرام