گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آفتابا سوی مه رویان شدی

چرخ را چون ذره‌ها برهم زدی

آتشی در کفر و ایمان شعله زد

چون بگستردی تو دین بیخودی

پست و بالا عشق پر شد همچو بحر

چشمه چشمه جوش جوش سرمدی

عالمی پرآتش عشاق بود

بر سر آتش تو آتش آمدی

هر سحرگه پیش قانون‌های تو

سجده آرد دین پاک احمدی

بی وجودی گر تو را نقصان نهد

بی وجودان را چه نیکی یا بدی

خاک پای شمس تبریزی ببوس

تا برآری سر ز سعد و اسعدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام