گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۹۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بار دیگر ملتی برساختی برساختی

سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی

بار دیگر در جهان آتش زدی آتش زدی

تا به هفتم آسمان برتاختی برتاختی

پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی

گوی را در لامکان انداختی انداختی

سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان

جان‌ها را یک به یک بشناختی بشناختی

درزدی در طور سینا آتشی نو آتشی

کوه را و سنگ را بگداختی بگداختی

بود در بحر حقایق موج‌ها در موج‌ها

بر سر آن بحر جان می‌باختی می‌باختی

صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت

بهر کشتی بادبان افراختی افراختی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام