گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

رو رو که از این جهان گذشتی

وز محنت و امتحان گذشتی

ای نقش شدی به سوی نقاش

وی جان سوی جان جان گذشتی

بر خور هله از درخت ایمان

کز منزل بی‌امان گذشتی

در آب حیات رو چو ماهی

کز غربت خاکدان گذشتی

از برج به برج رو چو خورشید

کز انجم آسمان گذشتی

زان کان که بیامدی شدی باز

زین خانه و زین دکان گذشتی

بنما ز کدام راه رفتی

الحق ز ره نهان گذشتی

بر بام جهان طواف کردی

چون آب ز ناودان گذشتی

خاموش کنون که در خموشی

از جمله خامشان گذشتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام