گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۳۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای ساقی باده معانی

درده تو شراب ارغوانی

زان باده پیر تلخ پاسخ

بفزای حلاوت جوانی

در بزم سرای شاه جانان

نظاره شاهدان جانی

جان‌ها بینی چو روز روشن

از لذت عشرت شبانی

بینی که جهان به حیرت آید

در حلقه خلق آن جهانی

مه را ز فلک فروفرستد

در مجلسشان به ارمغانی

و آن زهره نوای خوش برآورد

کو مطرب کیست آسمانی

این‌ها به همند و ما به خلوت

با دلبر خوب پرمعانی

رخ بر رخ ما نهاد آن شه

و آن باقی را تو خود بدانی

آن شاه کیست شمس تبریز

آن خسرو ملک بی‌نشانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام