گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری

العیش فی اکنافنا و الموت فی ارکاننا

ان تدننا طوبی لنا ان تحفنا یا ویلنا

یا نور ضؤ ناظرا یا خاطرا مخاطرا

ندعوک ربا حاضرا من قلبنا تفاخرا

فکن لنا فی ذلنا برا کریما غافرا

من می‌روم توکلی در این ره و در این سرا

اگر نواله‌ای رسد نیمی مرا نیمی تو را

خود کی رود کشتی در او که او تهی بیرون رود

کیل گهر همی‌رسد بر مشتری و مشترا

کیل گهر همی‌رسد قرص قمر همی‌رسد

نور بصر همی‌رسد اندکترین چیزها

خوش اندرآ در انجمن جز بر شکر لگد مزن

جز بر قرابی‌ها مزن جر بر بتان جان فزا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام