گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۲۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری

زهی صورت بدان صورت نمی‌مانی که هر باری

بسوزد دل اگر گویم همان دلدار پیشینی

بسوزد جان اگر گویم همان جانی که هر باری

فلک هم خرقه ازرق بدرد زود تا دامن

اگر تو آستین زان سان برافشانی که هر باری

زهی خلوت زهی شاهی مسلم گشت آگاهی

اگر زان سان من و ما را برون رانی که هر باری

بنال ای بلبل بیخود که سوز دیگر آوردی

بدان دم نامه گل را نمی‌خوانی که هر باری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام