گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۲۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

رخ نفسی بر رخ این مست نه

جنگ و جفا را نفسی پست نه

سیم اگر نیست به دست آورم

باده چون زر تو بر این دست نه

ای تو گشاده در هفت آسمان

دست کرم بر دل پابست نه

پیشکشم نیست به جز نیستی

نیستیم را تو لقب هست نه

هم شکننده تو هم اشکسته بند

مرهم جان بر سر اشکست نه

مهر بر آن شکر و پسته منه

مهر بر این چاکر پیوست نه

گفته امت ای دل پنجاه بار

صید مکن پای در این شست نه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Mori نوشته:

این آهنگ توسط طیب انفاذ خوانده شده

حسین ف نوشته:

سلام
اگر ممکن است شخصی بیت ششم را حرکت گذاری کند
در خواندن مصراع اولش دچار مشکل شده ام آیا کلمه ی “شکر” مشدد خوانده میشود؟!

مهناز ، س نوشته:

حسین ، ف گرامی
مُهر بر آن شِکّر و پسته مَنِه
مِهر بر این چاکر پیوست نه
میگوید : لب شیرین و خندانت را بگشا و بامن سخن بگو ،
مانا باشی

گمنام-۱ نوشته:

درود بر شمایان، مهناز ، س و حسین ،ف

مهر از پسته دهان و لب شکرین بر گیر،
با من سخن بگو
مرهم مهرت، بر دل اشکسته ام بنه
ای دل شکن اشکسته بند!!

کانال رسمی گنجور در تلگرام