گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۱۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

برو برو که به بز لایق است بزغاله

برو که هست ز گاوان حیات گوساله

برو برو که خران گله گله جمع شدند

خر جوان و خر پیر و خر دو یک ساله

ز ناله تو مرا بوی خر همی‌آید

که خر کند به علف زار و ماده خر ناله

دماغ پاک بباید برای مشک و عبیر

گلوله‌های پلیدی برای جلاله

در آن زمان که خران بول خر به بو گیرند

زهی زمان و زهی حالت و زهی حاله

میا میا که به میدان دل خران نرسند

به صد هزار حیل می‌رسند خیاله

دلاله کیست بلیس این عروس دنیا را

عروس را تو قیاسی بکن ز دلاله

خموش باش سخن شرط نیست طالب را

که او ز اشارت ابرو رسد به دنباله

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام