گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۴۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ایا خورشید بر گردون سواره

به حیله کرده خود را چون ستاره

گهی باشی چو دل اندر میانه

گهی آیی نشینی بر کناره

گهی از دور دور استاده باشی

که من مرد غریبم در نظاره

گهی چون چاره غم‌ها را بسوزی

گهی گویی که این غم را چه چاره

تو پاره می‌کنی و هم بدوزی

که دل آن به که باشد پاره پاره

گهی دل را بگریانم چو طفلان

مرا گویی بجنبان گاهواره

گهی بر گیریم چون دایگان تو

گهی بر من نشینی چون سواره

گهی پیری نمایی گاه دومو

زمانی کودک و گه شیرخواره

زبونم یا زبونم تو گرفتی

زهی عیار و چست و حیله باره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرایه یغمایی نوشته:

دو مو : به معنای کسی که موهای جو- گندمی و یا فلفل نمکی دارد ( اصطلاحاً سیاه و سفید) :
گهی پیری نمایی گاه دو مو

کانال رسمی گنجور در تلگرام