گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۱۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده

اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده

ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید

بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده

از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم

مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده

بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده

عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده

از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت

چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده

خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی

ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده

از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی

تا این دل آواره از خویش سفر کرده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نوشا نوشته:

در آلبوم اخیر رقصانه استاد ناظری ، شنیدنی ست …

حسین میرزایی نوشته:

بیت ششم مصراع اول : خود را چو قمر کردم باشد به میان آیی

احمد نوشته:

در مصراع اول بیت ششم با توجه به مضمون بیت پنجم که مولانا فرموده است: برداشت میشود که جان چرا خود را چو قمر کرده به این امید که پس درست مصرع اول بیت ششم میشود:
خود را چو قمر کرده باشد به میان آیی

احمد نوشته:

ر مصراع اول بیت ششم با توجه به مضمون بیت پنجم که مولانا فرموده است: چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده
برداشت میشود که جان چرا خود را چو قمر کرده به این امید که: باشد به میان آیی
پس درست مصرع اول بیت ششم میشود:
خود را چو قمر کرده باشد به میان آیی

حسین چمن سرا - توفیق نوشته:

البته در تقطیع فارسی مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن صحیح تر هست … تقطیع مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن عربی هست و صحیح اما مورد اول صحیح تر می باشد .

مسعود رعیتی نوشته:

استاد شهرام ناظری در آلبوم رقصانه بسیار زیبا اجرا کردن این شعر زیبا رو

وفایی نوشته:

مصراع اول بیت ششم در دیوان شمس به همین صورتی که گنجور نوشته ، آمده :
خود را چو کمر کردم ، باشد به میان آیی
شاید منظور مولانا از کمر ، خادم و نوکر و خدمتکار بوده ، چون کمردار و کمر بند و کمر بسته همگی به معنای خدمتکار و نوکر و ملازم است . مخفف کرده که در شعر بگنجد . این طوری با ” باشد به میان آیی ” هم بسیار زیبا شده .
خدا می داند . دوستان دیگر هم نظر بدهند …

نوید نوشته:

احمد جان خود را چو کمر کردم باشد که به میان آیی درست است چون در زمان قدیم شاید تو فیلم ها دیدی که کشتی میگیرن و کمر را با دستمال میبندند البته کشتی قدیمی یا کمر گیری پس مولانا میگوید خود را کمر کردم یعنی کمر بند یا همان شال کمر را بستم که به میان ایی یعنی به میدان آیی و مبارزه کنی البته منضور مولانا بیشتر این است خود را چو کمر کرده شاید به میدان بیایی

کانال رسمی گنجور در تلگرام