گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۰۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر به

دل می‌ده و بر می‌خور از دلبر و دل بر به

عالم همه چون دریا تن چون صدف جویا

جان وصف گهر گویا زین‌ها همه گوهر به

صورت مثل چادر جان رفته به چادر در

بی‌صورت و بی‌پیکر وز هر چه مصور به

تو پرده تن دیدی از سینه بنشنیدی

آن زخمه که دل می‌زد کان پرده دیگر به

از چهره تو زر می‌زن با چهره زر می‌گو

با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام