گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۳۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

به حریفان بنشین خواب مرو

همچو ماهی به تک آب مرو

همچو دریا همه شب جوشان باش

نی پراکنده چو سیلاب مرو

آب حیوان نه که در تاریکی است

بطلب در شب و مشتاب مرو

شب روان فلکی پرنورند

تو هم از صحبت اصحاب مرو

شمع بیدار نه در طشت زر است

به زمین در تو چو سیماب مرو

شب روان را بنماید مه رو

منتظر شو شب مهتاب مرو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرنوش نوشته:

شبروان (جمع شبرو) را اگر سر هم بنویسید، خوندن آسون‌تر می‌شه.
لینک شبرو از لغت نامه:
http://www.loghatnameh.com/dehkhodaworddetail-a86bb3d9c6f04f01bb1f6113c60aa572-fa.html

کانال رسمی گنجور در تلگرام