گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو

چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو

چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است

و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو

مست دیدی که شکوفه ش همه در است و عقیق

باده‌ای کو چو اویس قرنی دارد بو

ای بسا فکرت باریک که چون موی شده‌ست

وز سر زلف خوش یار ندارد سر مو

مست فکرت دگر و مستی عشرت دگر است

قطره‌ای این کند آنک نکند زان دو سبو

بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن

بر لب جوی حیل تخته منه جامه مشو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

م ج نوشته:

سلام
دوستان در بیت دوم منظور از رییس کیست ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام