گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۱۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ظلمت شب پرتو ظلمات من

نور مه از نور ملاقات من

گوهر طاعت شد از آن کیمیا

زلت و انکار و جنایات من

هست سماوات در آن آرزو

تا نگرد سوی سماوات من

ای رخ خورشید سوی برج من

ای شه جان شاهد شهمات من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام