گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

سیر گشتم ز نازهای خسان

کم زنم من چو روغن به لسان

بعد از این شهد را نهان دارم

تا نیفتند اندر او مگسان

خویش را بعد از این چنان دزدم

که نیابند مر مرا عسسان

هر زمان جانب دگر تازم

بی‌رفیقان و صاحبان و کسان

ای خدا در تو چون گریخته‌ام

این چنین قوم را به من مرسان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام