گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۹۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

با من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم آنگه گله کن

مجنون شده‌ام از بهر خدا

زان زلف خوشت یک سلسله کن

سی پاره به کف در چله شدی

سی پاره منم ترک چله کن

مجهول مرو با غول مرو

زنهار سفر با قافله کن

ای مطرب دل زان نغمه خوش

این مغز مرا پرمشغله کن

ای زهره و مه زان شعله رو

دو چشم مرا دو مشعله کن

ای موسی جان شبان شده‌ای

بر طور برو ترک گله کن

نعلین ز دو پا بیرون کن و رو

در دست طوی پا آبله کن

تکیه گه تو حق شد نه عصا

انداز عصا و آن را یله کن

فرعون هوا چون شد حیوان

در گردن او رو زنگله کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلتن مستفعلتن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » آرایش غلیظ » موسیقی فیلم آرایش غلیظ - ۱ (خواننده: همایون شجریان)

محمدرضا شجریان » بی تو بسر نمی شود » کار عمل (مطرب دل)

شهرام ناظری » کنسرت موسیقی اساتید ایران » با من صنما

داود آزاد » نور جان » دل شیدا

علی انصاری » بی نشان » تصنیف با من صنما

حسن گلپایگانی » فراز و فرود ۲ (آواز بیات ترک) » ضربی مهربانی

شهرام ناظری » بنمای رخ » تصنیف با من صنما

جواد احتشام » پرده اسرار » با من صنما

علی جهاندار » صورتگر نقاش » تصنیف صنما

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

شنیدن این غزل با صدای استاد محمدرضا شجریان زیبایی آن را دو چندان می کند.

راهور نوشته:

شنیدن این غزل با صدای استاد محمد رضا شجریان زیبایی آن را دو چندان خواهد کرد.

ایرج نوشته:

دومین مصراع بیت هشت، این گونه است: در “دشت” طوی پا آبله کن. که واژه ی دشت در اینجا به اشتباه، دست ثبت شده است.

اشکان الماسی نوشته:

استماع این شعر با تصنیفی که استاد ناصر فرهنگفر بر آن خلق کرده اند لطافتی ده چندان می یابد .

امیدی نوشته:

حاشیه ی آقای ایرج درست است لطفا اصلاح فرمایید.

سید یحیی فاضلی نوشته:

بیت ۸ :
در دست طوی => در دشت طوی

Jafar نوشته:

درود بر شما:

بسیار سپاسگزارم به شما به خاطر این سایت بسیار بسیار زیبا.

رومی: هزار سال دیگه به این شعرها - ما - صحبت خواهد شد.
http://www.youtube.com/watch?v=jrvBwqQgBV8

ای زمان ؛ این استاد رومی کی بوده ؟ زیبا ئی غیر قا بل تصور , بدون شک .

با مهر
جعفر

علی نوشته:

با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شده‌ام از بهر خدا
زان زار تو مرا یک سلسله کن
آخر تو شبی رحمی نکنی
بر رنگ و رخ همچون زر من
تو سرو و گل و من سایه تو
من کشته تو تو حیدر من
تازه شد از او باغ و بر من
شاخ گل من نیلوفر من
رحمی نکند چشم خوش تو
بر نوحه و این چشم تر من
روی خوش تو دین و دل من
بوی خوش تو پیغمبر من
باده نخورم ور زآن که خورم
بوسه دهد او بر ساغر من
آن کس که منم پابسته
او می‌گردد او گرد سر من

Milad.H نوشته:

از این شعر با إجرائی متفاوت توسط همایون شجریان در تیتراژ فیلم سینمائی آرایش غلیظ استفاده شده است

آرمان نوشته:

سلام.میشه یکی لطف کنه معنی ظاهری این شعر رو توضیح بده؟

شهرزاد نوشته:

همایون شجریان دیوانه میکنه آدمو با اجرای جدید این شعر
محشره محشر

مرتضی خمسه نوشته:

اجرای جدید این شعر توسط همایون شجریان به همراه انمیشین فوق العاده زیبا و معنا دارش آدم رو چنان از این دنیای مادی جدا میکنه و با خودش میبره که تا ساعتها مات و مبهوت میمونی..

شمس الحق نوشته:

جعفر جان جمله دقیق ایشان که در مناقب مندرج است چنین باشد :
” مثنوی ما هزار سال دیگر در جهان شیخی خواهد کرد ”
لطفاً ایشان را رومی نخوانید ، اگرچه اهالی بلاد فرنگستان او را با این نام می شناسند .

حسین نوشته:

در پاسخ به دوستی که معنای ظاهری شعر را می خواستند:
این غزل احتمالاً خطاب به حسام الدین سروده شده است و مولانا در آن او را با لحنی نوازشگر و تا حدی تغزلی سرزنش می‌کند و از سلوک بدون یاری و همراهی پیر ( در اینجا خود مولوی) بر حذر می‌دارد.

حسام الدین در فترتی که پس از اتمام دفتر اول مثنوی پیش آمد به عزلت و چله نشینی پرداخت ولی دوباره به سوی مراد خویش برگشت و در پی همین بازگشتِ فرخنده فرجام سرایش مثنوی از سر گرفته شده و دفتر دوم آغاز شد.

نکته هایی که طی این غزل به حسام الدین و در مفهومی وسیع به همه‌ی سالکان گوشزد می‌شود در ابیات آغازین دفتر دوم مثنوی با تفصیل بیشتر آمده است: در آن‌جا به حسام الدین می‌گوید خلوت نشینی خوب است، ولی خلوت به معنای پرهیز از یار بد (اغیار) است نه دوری گزیدن از یار خدایی:

خلوت از اغیار باید، نه ز یار پوستین بهر دی آمد ، نه بهار ( مثنوی،دفتر دوم / بیت ۲۵)

سلوک بدون بهره‌مندی از راهنمایی و راهبری‌های پیر به گمراهی می‌انجامد اما اگر با ارشاد پیر و در سایه‌ی او صورت گیرد سالک را از پرتو خورشید حقیقت مستفیض می‌سازد تا جایی که خود خورشیدی روشنگر می‌شود.

مطلع شمس آی اگر اسکنـــدری بعد از آن هر جا روی نیکو فـری

بعد از آن هر جا روی مشرق شود شرق ها بر مغربت عاشق شـــود

(پیشین / ابیات ۴۶-۴۵)

۱ – صنم:بت؛مجازاً: معشوق،محبوب،دلبر / با کسی دل یک دل کردن: با او مهربان و صمیمی شدن/ سر نهادن: تسلیم شدن، خود را فدا کردن

ای یگانه‌ترین یار! ای محبوب! با منِ عاشق ، مهربان و بر سر پیمان باش؛ اگر من جانم را فدایت نکردم آنگاه گله کن.

۲ – خوش: خوب،نیکو/ سلسله:زنجیر

من در عشق تو دیوانه شده‌ام، به خاطر خدا از آن زلف پرحلقه و دلربایت زنجیری در گردن این دیوانه بیفکن.

۳ – سی پاره: قرآن(که سی جزء‌دارد)/ چلّه: چهل روزی که سالکان به گوشه نشینی و اعتکاف می‌پردازند(در مصراع دوم چله بدون تشدید خوانده می‌شود).

قرآن به دست در گوشه‌ای به چله نشینی پرداختی.قرآن ناطق منم؛اعتکاف را رها کن و نزد من بیا.

۴ – مجهول: ناشناخته، ناشناس/ غول: موجود خیالی که گفته می‌شد در بیابان‌ها مسافر تنها را به بیراهه می‌کشاند و هلاک می‌کند.(در اینجا نماد مدعیان دروغین ارشاد است)

تنها سفر مکن و با افراد فریبنده و گمراه کننده نیز همراه مشو. حتماً با قافله‌ای که پیر و سالاری راه شناس دارد سفر کن.

۵ – مطرب دل : شاد کننده‌ی دل / مشغله : بانگ ، فریاد

ای مطرب شادی بخش با آن نغمه‌های شیرین و دلنشین مغز مرا پر از آهنگ و نوا کن.

۶ – شعله‌ی رو: پرتوِ چهره

ای یاری که همچون ماه و زهره چهره‌ای زیبا و درخشان داری با فروغ چهره‌ات چشمان مرا روشن کن( چشم مرا به دیدارت روشن کن).

۷ – شُبان : چوپان( در پهلوی shupan). در این‌جا با تشدید«ب» خوانده می‌شود.(shobban)/ طور:

یا حوریب، کوهی در شبه جزیره‌ی سینا که موسی(ع) در آن به مناجات با خداوند می‌پرداخت.

بیت اشاره دارد به داستان زندگی موسی(ع) که مدت ده سال برای پدر زنش شعیب پیامبر در مدین چوپانی کرد و پس از آن در بازگشت به مصر در وادی أیمن آتشی در کوه ( طور) دید. به سوی آن رفت و در همان جا به پیامبری برگزیده شد.(نک:سوره‌ی‌طه،آیات۱۳-۱۰و قصص،آیات۳۰-۲۹)

۸– نعلین: یک جفت کفش/ آبله:تاول/ دشت طُوی: وادی مقدس أیمن که در آن خداوند با موسی سخن گفت.

در بیت پیش شاعر به داستان موسی اشاره داشت، در این بیت و ابیات بعدی نیز به همین موضوع می‌پردازد:

وقتی موسی در کوه( طور) به آتش( درخت فروزان ) رسید، ندایی شنید که :«….کفش‌هایت را در بیاور. همانا که تو در وادی پاکیزه‌ی طُوی هستی»(سوره طه ، آیه ۱۲)
برای رسیدن به یار با پای برهنه آن‌قدر راه برو که پایت تاول بزند.

۹ – در طور خداوند با موسی سخن می‌گوید و از جمله از او می‌پرسد : «ای موسی! این چیست که در دست راست خود داری؟ گفت: این چوبدستی من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزم و آن فواید دیگری هم برای من دارد»(طه ، آیات ۱۸و۱۷)

(با توجه به سخن موسی که گفته بود بر چوبدستی خود تکیه می‌کنم، مولوی به مخاطب خود و همه‌ی سالکان می‌گوید:)تکیه‌گاه تو خداوند است نه عصا. عصا و هر تکیه‌گاه دیگر جز خداوند را دور بینداز و آن را رها کن.( از غیر خدا ببر . اغیار را رها کن).

۱۰ –فرعون:لقب پادشاهان مصر باستان و در این جا مقصود فرعون معاصر موسی است(منفلی دوم پسر رامسس دوم)/ هوی: میل و خواهش نفس / حیوان (hayavan ): جانور

فرعونِ هوی: اضافه‌‌ی تشبیهی است : شاعر نفس و هواجس نفسانی را به فرعون تشبیه کرده است. وجه تشابه دور بودن از خداوند است یا مانع بودن در راه رسیدن به خدا. /زنگله: زنگوله

چون نفس فرعون صفت به حیوان تبدیل شد آن را رام و مطیع خود گردان و به گردنش زنگوله بیاویز.

“منبع: http://baran1222.blogfa.com/post-46.aspx
وبلاگ دکتر حسین خسروی

|یام نوشته:

اجرای متفاوت این شعر را با صدای سپیده رییس سادات حتما گوش کنید

منصور نوشته:

از جناب حسین اقا بخاطر شرح مبسوطشان صمیمانه سپاسگزارم

کورش ایرانی اصل نوشته:

درود بر دوستان گرانقدر

جناب شمسس الحق… و اما پرسشی دیگر :

براستی مخاطب این غزل کیست یا چیست ؟
آیا در غزل زیبای فوق، پای زیبا رویی در میان بوده است یا خیر ؟

کورش ایرانی اصل نوشته:

جناب آقای حسین…

با سپاس از زحمت حضرتعالی…

برگردانِ امروزیِ این غزل، مندرج در بالا، براستی شگفت آور بود چرا که هیچ نقطه تمرکزی در این برگردان ( نه خودِ غزل ) به چشم حقیر نخورد…

لطفا حاشیه ای متمرکزتر که دارای مرکز ثقلی درخورِ تفکرات حضرت مولانا باشد، مرقوم بفرمایید…

سبحان نوشته:

صنما جفا رها کن

کورش ایرانی اصل نوشته:

بنام خداوند مُمِدّ حیات.
عرض ادب و احترام به دوستان و اساتید بزرگوار.

برگردان امروزیِ این غزل زیبا،از دید این کمترین…

با من صنما دل یک دله کن گر سر ننهم آنگه گله کن
یعنی :
ای جان دل من، ( یه بار هم که شده )، به منِ عاشق، روی خوش نشون بده…
اگه دیدی که من تسلیم شرایط تو نشدم، و لایق تو نبودم، در اون صورت، این ستم ( ندیدن رویت ) را در حقم روا دار.
—————————-

مجنون شده‌ام ، از بهر خدا ؛ زان زلف خوشت یک سلسله کن
یعنی :
(از شوق دیدار تو) دیگه طاقتم تموم شده… تو رو بخدا قَسَمِت میدم،
که گوشه ای از رویِ ماهت رو نشونم بدی…
——————————

سی پاره به کف در چلّه شدی سی پاره منم ترک چله کن
یعنی :
به امیدِ پیدا شدن یه شریک مطمئن، خودتو توی خونه ی فِکرِت، حبس کردی و به کسی روی خوش نشون نمیدی…
( من بهت ثابت میکنم که ) اون آدم مطمئن منم… از این تنهایی، بیا بیرون و همدم من شو…
—————————

مجهول مرو با غول مرو زنهار سفر با قافله کن
یعنی :
(اگرم خواستی به مراد دلت برسی)، یادت باشه که در این راه، گول حرفای آدمای ناشناس و شیاد و چاپلوس رو نخوری.
(و راه و رسم) عاشقی رو فقط از عاشقای واقعی و سرشناس الگو بگیر.
——————————

ای مطرب دل زان نغمه خوش این مغز مرا پر مشغله کن
یعنی :
عزیز دل من…(ای شادی بخش دل من)، اجازه بده تا از شنیدن صدای قشنگ و دلنشینت،
تمام ذهن و افکارم، مدام درگیر تو بشه طوریکه دیگه نتونم از فکرِت بیرون بیام.
—————————–

ای زهره و مه ، زان شعله رو دو چشم مرا دو مشعله کن
یعنی :
ای ماه تابان من… از درخشش زیبایی چهره ات،
چشمای منو هم، مثل دو نور، درخشان کن. ( چشمان مرا به نورِ دیدنت، مزیّن کن)
—————————–

ای موسی جان، شبّان شده‌ای بر طور برو ترک گله کن
یعنی :
ای لایق یه عشق پاک… توداری ( با دلایل و گزینه های کم ارزش )، زمان رو برای انتخاب مناسب، تلف میکنی.
( برای رسیدن به یه عشق واقعی )، باید دست از اون دلایل و گزینه های کم اهمیت برداری و زودتر وارد عرصه ی عاشقی بشی.
————————————–

نعلین ز د و پا بیرون کن و رو در دشت طوی پا آبله کن
یعنی :
و دراین عرصه، (عاشقی) رسم بر این است که اندکی هم معشوق از خودش مایه بذاره و به پای شرایط عاشق ( واقعیش ) بسوزه و بسازه.
———————————–

تکیه گه تو حق شد نه عصا انداز عصا و آن را یله کن
یعنی :
( یقین داشته باش که ) بهترین تکیه گاه برای تو، منم ( که عاشق حقیقیت هستم )، نه اون رویاهای رنگینِ توی فکرت.
اون افکار و رویاها رو دور بنداز و دیگه هم دنبالشون نرو.
————————————–

فرعون هوا چون شد حیوان در گردن او رو زنگله کن
یعنی :
و هرگاه (در مسیر یافتن یار مناسب )، احساس کردی که دلت داره بر عقلت چیره میشه و گرفتار وسوسه ی انتخاب بین درست و اشتباه، ( خطاهای طبیعی و گریز ناپذیرانسانی ) شدی،
میخِ افسار هجوم اون افکار بی اساس رو محکم در زمین بکوب و کنترلشون کن.
——————————–

درود بر همه دوستداران حضرت مولانا.
————————————–

رامتین نوشته:

سلام
اگه می خواید یکی از بهترین اجراهای سولو در سبک راک رو گوش کنید پیشنهاد می کنم سی پاره پویا محمودی رو هم گوش بفرمایید.قطعآ خالی از لطف نخواهد بود

علی حسن آبادی نوشته:

من تازه شنیده ام
واقعا شنیدن این غزل باصدای استاد شجریا و استاد همایون شجریان در تیتراژ فیلم آرایش غلیظ احساس عجیبی می دهد.

با سپاس از شما.
علی از کرمانشاه.

علیرضا نوشته:

بابا فوق العادس.دیونه میکنه ادمو.خداییش لایک داری همایون خاااااااان

ایرانی نوشته:

رقص سماع همراه با من صنما

https://www.youtube.com/watch?v=xnKKyvHNnjI

علیرضا نوشته:

جناب دکتر حسین خسروی ، توضیحات شما خیلی جالب و دلنشین است.
از شما و دگر بزرگان ادب تشکر میکنم.

عارف نوشته:

این مغز مرا پر مشغله کن

عاطفه نوشته:

مرسی, توضیحاتتون عالی بود,کلی استفاده کردم

شهاب طاهری نوشته:

سلام به همه دوستان.
راجع به مفهوم شعر، نظرم متفاوته. من فکر میکنم که مولانا به خودش (که در درون انسان، فردی سالم وجود داره اونجا، بدون تفکرات روزمره) این شعر رو خطاب میکنه. نمونش:
ای موسی جان شبّان شده ای…
یعنی ای خودِ من که رو به کارهای بیهوده آوردی
و مولانا به حدی عاشق بوده که به هیچ عنوان به معشوقش راه نشون نمیداده چون خودش دنبال راه میگشته.
در بیت اول هم که میگه: “با من صنما دل یک دله کن…” با خود درونیش صحبت میکنه
در نهایت اون طور که من فکر میکنم مفهوم شعر اینه که
“ای آدم، دست از این کارهای بیهوده بردار —- معشوق جای دیگریست و رسیدن سخت نیست”
با تشکر

آذرمیدخت نوشته:

سلام بر مریدان حضرت
سپاس بسیارازتوضیحات مبسوط جنابان شمس الحق وکورش إیرانی و نظرسرکار خانم عاطفه ،

شهاب طاهری نوشته:

سلام
متن آهنگ (همایون شجریان - آرایش غلیظ):
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* گر سر ننهم، گر سر ننهم وانگه گله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* ای مطرب دل زان نغمه خوش، این مغر مرا پر مشغله کن *
* ای مطرب دل زان نغمه خوش، این مغر مرا پر مشغله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* گر سر ننهم، گر سر ننهم وانگه گله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *

با تشکر

شهاب طاهری نوشته:

با عرض شرمندگی یه بیت رو جا انداختم، درستش اینه:
سلام
متن آهنگ (همایون شجریان - آرایش غلیظ):
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* گر سر ننهم، گر سر ننهم وانگه گله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* ای مطرب دل زان نغمه خوش، این مغر مرا پر مشغله کن *
* ای مطرب دل زان نغمه خوش، این مغر مرا پر مشغله کن *
* سی پاره به کف، در چله شدی، سی پاره به کف، در چله شدی *
* سی پاره منم ترک چله کن، سی پاره منم ترک چله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *
* گر سر ننهم، گر سر ننهم وانگه گله کن *
* با من صنما دل دل دل دله دله دل دل یک دل دل یک یک دله کن *

با تشکر

شمس الحق نوشته:

کورش ایرانی عزیز تنها زیبا روی زندگی مولوی شمس تبریز است ، اما مخاطب این شعر احتمالاً حسام الدین می باشد ، مولوی یک همسر بیش نداشت و در غزلی دو و چند همسری را بر نمی تابد و آن را نتیجه حرص مردان می شمرد :
در غزلی با مطلع : هرکاتش من دارد او خرقه ز من دارد
در یک بیت می گوید :
گه جانب دل باشد گه در غم گل باشد / ماننده آن مردی کز حرص دو زن دارد
کارت خوب بود ، مرا ببخش از بابت این تأخیر ، برقرار باشی ، در خصوص آن اشتباه در معنی بیت غزل حافظ هزار بار به خود گفته ام که در مورد چیزی که اطلاع و تخصص ندارم نظر ندهم ، ولی چه می توان کرد که تا سرمان به سنگ نخورد سنگ را نمی شناسیم ، ممنون که تذکر دادی دوست عزیز .

R.sh نوشته:

تصور کنید این شعر وصف حال عاشقیه که به معشوقش میگه تو فقط به من نظری بکن یا فقط دل به من بده و اون وقت اگر من سر ندادم در راه تو اونوقت از من گله داشته باش . به نظرم موسیقی همایون شجریان حالت زاری و نیاز این عاشق رو بیان نمی کنه و بیشتر فریاد و هیاهو شده و هیچ عاشقی در هنگام اظهار نیاز فریاد بر سر معشوق نمی کشه. یه اجرایی هست با صدای شهرام ناظری و تصنیف سازی استاد پایور بر روی این شعر که بسیار ملیح تر و مناسب تره توصیه می کنم دوستان گوش بدید بهش .

احمد لاهوتی نوشته:

در واقع این یکی از بهترین غزل‌های مولانای کبیر هست و زمانیکه همایون شجریان با آن صدای دیوانه‌کننده اش این غزل را با آن شیوه خواند، بر عشق این غزل افزود و هرزمانیکه این قطعه را می‌شنوم، واقعا از خود بی خود می‌شوم.

mz نوشته:

سپاس بی کران از جناب حسین بابت تفسیر بسیار زیبای شعر

رز نوشته:

سلام دوستان کسی میدونه معنی مصرع ‘من کشته ی تو تو حیدر من ‘و مصرع ‘میگردد او گرد سر من’چی میشه ؟ممنون میشم جواب بدین

ابراهیم نوشته:

مولوی این غزل را به احتمال زیاد از این رباعی ابوسعید ابوالخیر الهام گرفته؛
ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
صراف وجود باش و خود را چله کن
یک صبح با خلاص بیا بر در دوست
گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

کانال رسمی گنجور در تلگرام