گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۹۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تازه شد از او باغ و بر من

شاخ گل من نیلوفر من

گشته است روان در جوی وفا

آب حیوان از کوثر من

ای روی خوشت دین و دل من

ای بوی خوشت پیغامبر من

هر لحظه مرا در پیش رخت

آیینه کند آهنگر من

من خشک لبم من چشم ترم

این است مها خشک و تر من

آن کس که منم خاک در او

می‌کوبد او بام و در من

آن کس که منم پابسته او

می‌گردد او گرد سر من

باده نخورم ور ز آنک خورم

او بوسه دهد بر ساغر من

پستان وفا کی کرد سیه

آن دایه جان آن مادر من

از من دو جهان صد بر بخورد

چون آید او اندر بر من

دزدار فلک قلعه بدهد

چون گردد او سرلشکر من

بربند دهان غماز مشو

غماز بس است آن گوهر من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » کنسرت موسیقی اساتید ایران » با من صنما

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام ناهد نوشته:

بیت اول : “خرم شد از او بار و بر من” درست است.
“تازه شد” وزن ندارد.
این شعر در برنامه گلهای رنگارنگ ۲۷۱ نیز اجرا شده و در آنجا هم “خرم شد” می خواند

بهرام ناهد نوشته:

ببخشید . شماره برنامه ۳۷۱ بود که به اشتباه ۲۷۱ نوشته شد

Azar نوشته:

معنی این بیت چیست؟
آن کس که منم پابسته او
می‌گردد او گرد سر من

ممنون

نادر.. نوشته:

آن موج چو بگریخت
دریا به وی آویخت
بازش به درون ریخت
با خویش در آمیخت ..

کانال رسمی گنجور در تلگرام