گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۶۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین

ای ز تو روشن شده صحن و سرا همچنین

باده جان خورده‌ای دل ز جهان برده‌ای

خشم چرا کرده‌ای چیست چرا همچنین

حلقه درآ روی باز بر همه خوبان بتاز

سجده کنم در نماز روی تو را همچنین

ای صنم خوش سخن حلقه درآ رقص کن

عشق نگردد کهن حق خدا همچنین

هر که در این روزگار دارد او کار بار

بنده شده‌ست و شکار یار مرا همچنین

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام