گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

به شکرخنده ببردی دل من

بشکن شکر دل را مشکن

دل ما را که ز جا برکندی

به تو آمد پر و بالش بمکن

بنگر تا به چه لطفش بردی

رحم کن هر نفسش زخم مزن

جانم اندر پی دل می‌آید

چه کند بی‌تو در این قالب تن

بی‌تو دل را نبود برگ جهان

بی‌تو گل را نبود برگ چمن

هین چرا بند شکستی خاموش

یا مگر نیست تو را بند دهن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام