گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مات خود را صنما مات مکن

بجز از لطف و مراعات مکن

خرده و بی‌ادبی‌ها که برفت

عفو کن هیچ مکافات مکن

وقت رحم است بکن کینه مکش

بنده را طعمه آفات مکن

به سر تو که جدایی مندیش

جز که پیوند و ملاقات مکن

خاک خود را به زمین برمگذار

منزلش جز به سماوات مکن

اولش جز به سوی خویش مکش

آخرش جز که سعادات مکن

آنچ خو کرد ز لطفت برسان

ترک تیمار و جرایات مکن

بنده اهل خرابات توایم

پشت ما را به خرابات مکن

ما که باشیم که گوییم مکن

چونک گفتیم ممارات مکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام