گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان

کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا

خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر

با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا

گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن

ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا

پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان

بس برطپیدند و نشد درمان نبود الا رضا

بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن

سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا

آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم

سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها

بی صبر بود و بی‌حیل خود را بکشت او از عجل

گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا

بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا

ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا

فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین

ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنا

رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر

مر صابران را می‌رسان هر دم سلامی نو ز ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهروز نوشته:

ای بابا! این ملت اگر ذره ای صبر داشتند که اینقدر بدبختی نمیکشیدند بزن و بکش و بخر و قرض بگیر و دعوا کن و برو و بیا …آخرش هم جز پشیمانی و ضرر هیچ چیز نصیبشان نمیشود ولی باز هم درس عبرت نمیگیرند جمع کن بساطت را و برای کسی این غزل پرمعنا را بخوان که جویی از عقل در کله اش باشد نه این ملت… لا اله الا الله دهنم را باز نکنم بهتر است !

منص نوشته:

بهروز خان! مگه خودت جزو این ملت نیستی. مثل مار ابله خود را به خار نکوب.

امین کیخا نوشته:

با إبراز ناراحتی از بد وبیراهی که دوستان قبلی نوشتند، خارپشت زی ونده ای است نیکوکار در اوستا زیرا مار را که اهریمنی است تباه میکند به خارپشت ژوژک ، ریکاسه ، ریکاشه هم می گویند در متونی پیوسته( نظم) ان را خار تنها هم دیده ام

امین کیخا نوشته:

در عربی ابله همان معنی فارسی را میدهد ، اما بلید هم معنی احمق را میدهد وخود احمق کاربرد دارد ، سخیف و نیز ساذج که فارسی است در عربی کاربرد دارد و سادگی را سذاجه می گویند

امین کیخا نوشته:

چالیش و چالش سعدی هم به کار برده است ولی به نظر ترکی می اید

میلادی رومی نوشته:

اساتید عزیز لطفا معنی “کولخن” را بیان کنند تا استفاده کینم
در لغت نامه چیزی نبود.! :(

سیدمحمد۱ نوشته:

میلادی جان
با دو بار کلیک بر روی لغت ها معانی ظاهر می شوند
کولخن ، همان گلخن است به مانای آتشگاه حمام ، تون حمام هم می گویند ، و تون تاب کسی ست که متصدی آتش حمام است . در قدیم قبل از کشف نفت ، حمام را با فضولات حیوانات و دیگر آتشگیر ها گرم می کردند .
زنده باشی

میلادی رومی نوشته:

سید محمد بسیار تشکر.! ^_^

کانال رسمی گنجور در تلگرام