گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۸۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن

چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن

نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان

نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن

مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو

بر تن چون جان او بنواز تن تن تن تنن

تا شود این نقش تو رقصان به سوی آسمان

تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن

شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس

تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن

مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملول

عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن

لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده

سوسنک مستک شده گوید که باشد خود سمن

خارها خندان شده بر گل بجسته برتری

سنگ‌ها باجان شده با لعل گوید ما و من

ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصفه

ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رامین خاوری نوشته:

جووون :) چقد از خودش خوشش میآد طرف :))

شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس

تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن

——-

مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو

شمس الحق نوشته:

رامین جان سراینده این اشعار شمس نیست ، عارفی بنام جلال الدین محمد بلخی ملقب به مولوی است که دیوان اشعارش را دیوان شمس نامیده است ، بخاطر عشقی که به عارف بزرگ دیگری به نام شمس تبریزی داشته است .

میلادی رومی نوشته:

حتی اگه شمس هم این غزل رو میگفت منطقی بود که آدم هی بگه شمس دین و شمس دین و …
:)))

گمنام نوشته:

چنین می نماید که جناب شمس به قول معروف خیلی به آقای بلخی حال می داده است.!

مهناز ، س نوشته:

درود بر شما ، گمنام گرامی
آن هم چه حالی ، که دختر ۱۱ /۱۲ ساله ی خود را به نشان سپاس تقدیم آن پیر مرد ۶۰ ساله ی بد خُلق کرده تا هر روز ناسزا بشنود و کتک بخورد ، ،،،،،
زهی عرفان ، زهی ایمان
زهی انسان ،
زهی این درد بی پایان
مانا باشید

بابک نوشته:

مهناز خانوم گرامى،
مرجع و ماخذ این :
که مولوى دختر ” ١١/١٢ ساله خود را به او (شمس) داده ” تا “هر روز ناسزا بشنود و کتک بخورد “…. را لطف مى فرمایید آگاه کنید که در کجا آمده؟
با سپاس

بابک نوشته:

با پوزش،
در کجا آمده تبدیل شود به –> کجاست

مهناز ، س نوشته:

بابک گرامی
حق با شماست
بدون ذکر مرجع مطلبی را نوشتم ، گمان می کنم در یکی از اثار جناب بدیع الزمان فروزانفر شاید ” خط سوم ” خوانده بودم ، ولی زمان دانشکده بود و پانزده ، شانزده سال قبل
ولی چون موثق نیست ، خواهش می کنم از حاشیه حذف شود
از شما نیز به خاطر این گوشزد سپاسگزارم.
ماندگار باشید

کانال رسمی گنجور در تلگرام