گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین

ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم

دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش

یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد

وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم

صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه‌ام

جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین

ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی

مصطفی ما جاء الا رحمه للعالمین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام