گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۴۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول

بودمی بی‌دام و بی‌خاشاک در عمان من

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من

سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من

همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش

روی همچون آفتابت بس بود برهان من

رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو

چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من

تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم

چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من

من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی

تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من

چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم

جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من

ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر

یا فغانم از تو آید یا تویی افغان من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هانیه نوشته:

من بیت دوتا مونده به آخر، مصرع دوم رو نمیتونم با وزن ابیات قبلی بخونم.آیا نوشته درست است؟

سید مجید سادات کیائی نوشته:

کلمه «کی» در مصرع دوم بیت هشتم باید «که» خوانده شود.

نقش نوشته:

پاسخ به هانیه , من که باشم مرتورامن،انک ، تونامم نهی مکث قبل و بعد از انک شعر را سیال تر میکند بحق یکی از زیباترین اشعار مولاناست . بخصوص در بیت چون بپوشد جعد تو روی تورا ره گم کنم
جعد تو کفر من امد روی تو ایمان من

کانال رسمی گنجور در تلگرام