گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۰۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تو نقد قلب را از زر برون کن

وگر گوید زرم زوتر برون کن

که بیگانه چو سیلاب است دشمن

ز بامش تو بران وز در برون کن

مگس‌ها را ز غیرت ای برادر

از این بزم پر از شکر برون کن

دو چشم خاین نامحرمان را

از آن زیب و جمال فر برون کن

اگر کر نشنود آواز آن چنگ

اگر تانی کری از کر برون کن

چو مستان شیشه اندر دست دارند

دلی کو هست چون مرمر برون کن

نران راه معنی عاشقانند

نر شهوت بود چون خر برون کن

بر یزید است شهوت پر و بالش

از این مرغان نیکو پر برون کن

چو بنده شمس تبریزی نباشد

تو او را آدمی مشمر برون کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام