گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۶۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان

یک تنگ شکر خواهم زان شکرقند ای جان

ای جانک خندانم من خوی تو می دانم

تو خوی شکر داری بالله که بخند ای جان

من مرد خریدارم من میل شکر دارم

ای خواجه عطارم دکان بمبند ای جان

بر نام و نشان او رفتم به دکان او

گفتم که سلام علیک ای سرو بلند ای جان

هر چند که عیاری پرحیله و طراری

این محنت و بیماری بر من مپسند ای جان

از بهر دل ما را در رقص درآ یارا

وز ناز چنین می کن آن زلف کمند ای جان

ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان

بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ای جان

من بنده بر این مفرش می سوزم من خوش خوش

می رقصم در آتش مانند سپند ای جان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام