گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

در میان عاشقان عاقل مبا

خاصه در عشق چنین شیرین لقا

دور بادا عاقلان از عاشقان

دور بادا بوی گلخن از صبا

گر درآید عاقلی گو راه نیست

ور درآید عاشقی صد مرحبا

عقل تا تدبیر و اندیشه کند

رفته باشد عشق تا هفتم سما

عقل تا جوید شتر از بهر حج

رفته باشد عشق بر کوه صفا

عشق آمد این دهانم را گرفت

که گذر از شعر و بر شعرا برآ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هنگامه حیدری نوشته:

در بیت آخر می فرماید
عشق آمد این دهانم را گرفت
که گذر از شعر و بر شعرا برآ

شعرا یا شعری به فتح ش نام دو ستاره درخشان در پهنه آسمان است که یکی را شعرای یمانی (که در صورت فلکی کلب اکبر جای دارد) و دیگری را شعرای شامی (که جای آن در صورت فلکی کلب اصغر است) را گویند.

شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشانترین ستارهٔ آسمان شب است. این ستاره در پارسی با نام‌های کاروان‌کش، وَراهَنگ، شب‌کش، خُنُک، تیر و تیشتَر نیز نامیده می‌شود. نام عربی آن شِعرای یمانی و نام انگلیسی آن Sirius است.

شباهنگ کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود و در نیمکرهٔ شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته می‌شود. شباهنگ با ۸٫۶ سال نوری یکی از نزدیکترین ستاره‌ها به زمین است. جرم شباهنگ ۲٫۴ برابر جرم خورشید، و قدر ظاهری آن منفی ۱٫۴۷ است.

این ستاره در پیکر آسمانی (صورت فلکی) سگ بزرگ قرار دارد به همین شوند (دلیل) در زبان انگلیسی به آن Dog Star هم می‌گویند. نام آن در سامانه ی نام‌گذاری بایر «آلفا سگ بزرگ» (به انگلیسی: Alpha Canis Majoris) است.

در اسطوره‌های ایرانی و زرتشتی٬ ستاره شباهنگ، تیشتر یا تیر (با سیاره تیر یا عطارد اشتباه نشود) نامیده می‌شود، و نماد تیشتر٬ ایزد باران و باروری خاک شناخته می‌شود. تیشتر ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار می‌شود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزین دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمی‌آید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سم‌های بلند، و بر اپوش، دیو خشکی می‌تازد. ستاره نماد اپوش‌دیو٬ قلب عقرب است که درخشان‌ترین ستاره صورت فلکی کژدم است.
همچنین در عرب جاهلی این ستاره مورد پرستش بوده است، که قرآن در آیه ۴۹ سوره نجم این باور را تخطئه کرده است: «و او(خداوند یکتا) پروردگار ستاره شِعری(شباهنگ)» که اشاره به این است که باید آفریننده ستاره را پرستید نه ستاره را.

اطلاق کاروان کش و ستاره صبح به شعری تنها در تابستان به ویژه در ماههای مرداد و شهریور و در نواحی آذربایجان درست است، چه در این ایام و این ماه ها سپیده دمان یا اندکی پس از آن صورت فلکی جبار از مشرق طلوع می کند و به دنبال ستاره شعری خود را از افق شرقی نشان می دهد و در قدیم برخی کاروانیان با طلوع شعری که منطقه شرقی را اندکی روشن می کند به گمان آنکه سپیده دمیده است محمل ها را می بستنذ و به راه م یافتادند و در راه گرفتار دزدان گردنه گیر می شدند و غارت می شدند و احیانا کشته می شدند، به همین سبب این ستاره به کاروان کش شهرت بافته است.

نجوم قدیم و بازتاب آن در ادب پارسی دکتر عباس ماهیار
ص ۲۳۰

سعید فاضلی نوشته:

سه بیت ابتدای این غزل در غزل شماره ۱۷۲ تکرار شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام