گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۱۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این

دیده ایمان شود ار نوش کند کافر از این

عشق بود کان هنر عشق بود معدن زر

دوست شود جلوه از آن پوست شود پرزر از این

عشق چو بگشاید لب بوی دهد بوی عجب

مشک شده مست از او گشته خجل عنبر از این

عشق بود خوب جهان مادر خوبان شهان

خاک شود گوهر از آن فخر کند مادر از این

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام