گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

وی بس که از آواز قش گم کرده‌ام خرگاه من

کی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشم

تا دررسم در دولتت در ماه و خرمنگاه من

هر چند شادم در سفر در دشت و در کوه و کمر

در عشقت ای خورشیدفر در گاه و در بی‌گاه من

لیکن گشاد راه کو دیدار و داد شاه کو

خاصه مرا که سوختم در آرزوی شاه من

تا کی خبرهای شما واجویم از باد صبا

تا کی خیال ماهتان جویم در آب چاه من

چون باغ صد ره سوختم باز از بهار آموختم

در هر دو حالت والهم در صنعت الله من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین افشار نوشته:

علامت گذاری شعر برای راحت تر خواندنش:

ای بس! که از آواز دُش*، وامانده‌ام زین راه، من

وی بس! که از آواز قُش*، گم کرده‌ام خرگاه، من

کِی وارهانی زین قُشم؟! کی وارهانی زین دُشم؟!

تا دررسم در دولتت، در ماه و خرمنگاه، من

هر چند شادم در سفر، در دشت و در کوه و کمر

در عشقت ای خورشیدفر، در گاه و در بی‌گاه، من

لیکن گشاد راه کو؟؟ دیدار و دادِ شاه کو؟؟!

خاصه مرا که سوختم، در آرزوی شاه، من

تا کی خبرهای شما، واجویم از باد صبا؟؟؟

تا کی خیال ماهتان، جویم در آب چاه، من؟؟؟

چون باغ صد ره سوختم، باز از بهار آموختم

در هر دو حالت، والِهَم** در صنعت الله، من

*: قُش و دُش یا قَش و دَش: قیل و قال
**= واله ام: شیفته و مفتونم.

امین افشار نوشته:

تا کی خبرهای شما، واجویم از باد صبا؟؟؟

تا کی خیال ماهتان، جویم در آب چاه، من؟؟؟

به قول خواجه شیراز:

تا دَم از شام سرِ زلف سیاهت نزنم،
با صبا گفت و شنودم، سحری نیست…که نیست

بیچاره عاشق…

کانال رسمی گنجور در تلگرام