گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۶۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ناله بلبل بهار کنیم

تا بدان بلبلان شکار کنیم

کار او ناز و کار ما لابه است

گر ننالیم پس چه کار کنیم

در گلستان رویم و گل چینیم

بر سر عاشقان نثار کنیم

اندرآییم مست در بازار

همه را مست و بی‌قرار کنیم

سیم با یار خوش عذار خوریم

خدمت چشم پرخمار کنیم

کس نداند خدای داند و بس

عیش‌هایی که با نگار کنیم

تو اگر رازدار ما باشی

راز را با تو آشکار کنیم

می گریزند خلق از تاتار

خدمت خالق تبار کنیم

بار کردند اشتران بگریز

رختمان نیست ما چه بار کنیم

خلق خیزان کنند و ما بر بام

اشتر مردمان شمار کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام