گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ما همه از الست همدستیم

عاقبت شکر بازپیوستیم

ما همه همدلیم و همراهیم

جمله از یک شراب سرمستیم

ما ز کونین عشق بگزیدیم

جز که آن عشق هیچ نپرستیم

چند تلخی کشید جان ز فراق

عاقبت از فراق وارستیم

آفتابی درآمد از روزن

کرد ما را بلند اگر پستیم

آفتابا مکش ز ما دامن

نی که بر دامن تو بنشستیم

از شعاع تو است اگر لعلیم

از تو هستیم ما اگر هستیم

پیش تو ذره وار رقصانیم

از هوای تو بند بشکستیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام